فرود اوریدن

لغت نامه دهخدا

( فرودآوریدن ) فرودآوریدن. [ ف ُ وَ دَ ] ( مص مرکب ) فرودآوردن. منزل دادن:
زدیبا سراپرده ای برکشید
سپه را به منزل فرودآورید.فردوسی.بدین گونه تا شهر همدان رسید
بجایی که لشکر فرودآورید.فردوسی.بکاخیش نرسی فرودآورید
گرانمایه جایی چنانچون سزید.فردوسی.رجوع به فرودآوردن شود.

فرهنگ فارسی

( فرود آوریدن ) فرود آوردن. منزل دادن

جمله سازی با فرود اوریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۲۷. فرو: این پیشوند به معنی فرود و زیر به کار می‌رود.

💡 منم شمشير قهر خدا كه بر دشمنان خدا فرود آيد و سايه لطف و رحمت الهى كه بردوستان خدا گسترده است.

💡 گفت: برو تا بفلان رهگذار پیش فلان خانه فرود آر بار

💡 بخاک توده فرود آمدی و بنشستی تو بیش از اینی ای صدر محتشم، برخیز

💡 بفرمودشان کآن نبرده گروه فرود آورند از پسِ پشتِ کوه

💡 مگر ناگهان بر سر آن گروه فرود آرم این گشن لشکر چو کوه

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز