لغت نامه دهخدا
فروتراشیدن. [ ف ُ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) خشک شدن و ریختن چیزی: حسنک قریب هفت سال بر دار بماند، چنانکه پایهایش همه فروتراشید و خشک شد. ( تاریخ بیهقی ).
فروتراشیدن. [ ف ُ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) خشک شدن و ریختن چیزی: حسنک قریب هفت سال بر دار بماند، چنانکه پایهایش همه فروتراشید و خشک شد. ( تاریخ بیهقی ).
خشک شدن و ریختن چیزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از معروفترین داستانهایی که از هنگام مرگ از او نقل شده، این است که در پاسخ به کشیشی که از او خواست تا از شیطان دوری بجوید، ولتر به طعنه گفت «اکنون برای دشمنِ جدید تراشیدن، مناسب نیست» که هرچند به نظر میرسد از جوکی که در روزنامه ماساچوست در ۱۸۵۶ انتشار یافت و گفته میشود به احتمال از ۱۹۷۰، به ولتر نسبت داده شدهاست.
💡 واقعیت این است که استانهای ساحلی شمال کشور ایران و بهویژه استان مازندران، اگرچه بیشترین جذب گردشگر داخلی را دارد، اما پیامدهای منفی از تخریب شالیزارها و ساخت شهرک گرفته تا تراشیدن جنگلها برای ویلاسازی را نیز به همراه داشتهاست و بهقولی گردشگری در شمال ایران توسعه نیافته، بلکه صرفاً رشد کردهاست، توسعه مفهومی است که پایداری و حفاظت را نیز در خود داشتهباشد.
💡 این مجموعه در سدهٔ سوم میلادی ساخته شدهاست. شاهان ساسانی نخست نواحی اطراف تخت جمشید را برای تراشیدن تندیسهای خود برگزیدند اما از زمان اردشیر دوم و شاهان پس از او، طاقبستان را انتخاب کردند که در مسیر جادهٔ ابریشم قرار داشت و دارای طبیعتی سرسبز و پرآب بود که امروزه نیز به همین شکل است.
💡 تراشیدن سَر، عمل تراشیدن مو از روی سر فرد است. مردم در طول تاریخ تمام یا بخشی از سر خود را به دلایل متنوعی از جمله کارآمدی، راحتی، مد، سبک، دین، زیباییشناسی، فرهنگ و مجازات تراشیدهاند.
💡 طبق ماده ۵۲۳ فصل پنجم قانون مجازات اسلامی، جعل و تزویر عبارت است از ساختن نوشته یا سند یا ساختن مهر یا امضای اشخاص رسمی یا غیررسمی، خراشیدن یا تراشیدن یا قلم بردن یا الحاق یا محو یا به کار بردن مهر دیگری بدون اجازه صاحب آن و نظایر آنها به قصد تقلب. جعل و تزویر به یک معنا هستند و دو لفظ هستند که برای یک معنا استفاده میشوند.