فرهنگستان زبان و ادب
{active dictionary, activator} [زبان شناسی] گونه ای فرهنگ لغت که برای کمک به فعالیت تولید زبان، مانند نوشتن و تولید متن، به کار می رود
{active dictionary, activator} [زبان شناسی] گونه ای فرهنگ لغت که برای کمک به فعالیت تولید زبان، مانند نوشتن و تولید متن، به کار می رود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی بود دایم به فرهنگ و رای به تعظیم استاد کوشش نمای
💡 اگر نه طبع تو محمل طراز بودی کی عروس علم نشستی بهودج فرهنگ
💡 تمرتاش را گفت فرهنگ گرد که ای نامور شاه با دستبرد
💡 چه ز آن شگفت که فرهنگ او فراوانست چه زان شگفت که سالش بسی فراوان نیست
💡 بعید وصلت مانزد عقل و فرهنگ است ز دیر تا بحرم صد هزار فرسنگست
💡 قلم دارم و علم و فرهنگ و رای نژاد بزرگان و فر همای