فراگوش داشتن

لغت نامه دهخدا

فراگوش داشتن. [ ف َ ت َ ] ( مص مرکب ) گوش دادن و شنیدن. ( ناظم الاطباء ). این صورت مصدری درست به نظر نمی آید و ظاهراً آنچه در متون و تداول مردم است «گوش فراداشتن » است.

فرهنگ فارسی

گوش دادن و شنیدن

جمله سازی با فراگوش داشتن

💡 دانش ز غلامیت کشد حلقه فراگوش هوش از اثر رای تو بنشیند خاموش

💡 برقص آید دل اندر سینۀ من چو آواز توام آید فراگوش

💡 ناگاه سر به عشوه فراگوش من نهاد کاید زری به فارس شهنشاه راستین

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز