فاعل بالطبع

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] یکی از اقسام علت فاعلی، فاعل بالطبع یا فاعل طبیعی است. اقسام فاعل و نام هر یک دایر مدار وجودیا عدم وجود علم و نحوه علم فاعل به فعل و سازگاری یا ناسازگاری فعل با طبع فاعل است. فاعل بالطبع را از آن جهت فاعل بالطبع گفته اند که اولا فعل ملائم با طبع اوست و ثانیا فاعل علم به فعل خویش ندارد.
فلاسفه قدیم به دلیل آن که برای هر پدیده مادی طبیعت خاصی قایل بودند که این طبیعت اقتضای خاصی دارد. چیزهایی که عنصر خاکی در آن غلبه دارد، در هر کجا که قرار بگیرد، به سمت پایین حرکت خواهد کرد، آتش رو به بالا دارد و همین طور هریک از عناصر دیگر طبع خاصی دارند. همه این موارد را فعل طبیعی و فاعل آنرا فاعل بالطبع می نامیدند.فیلسوفان از این نیز پای فراتر نهادند و تمام کارهای نفس انسانی را در مرتبه قوای طبیعی از روی طبع دانستند، انسانی که غذایی را جذب بدنش می کند، آنرا هضم می نماید، مقدار مورد نیاز بدن را نگه می دارد تا جایگزین از دست رفته ها شود و مقداری را زائد تشخیص داده و دفع می کند، همه اینها کارهای طبیعی به شمار می آیند. ممکن است گفته شود انسان به این کارها علم دارد؛ چرا میان این گونه افعال و افعال منسوب به سنگ و سبزه تفاوت قائل نمی شوند؟ فلاسفه در پاسخ گفته اند درست است که انسان علم به این کارها دارد، ولی مراد از علم در فاعل علمی، علمی است که در انجام فعل مدخلیتی داشته باشد، در حالی که علم انسان در کارهای طبیعی مدخلیتی در انجام آنها ندارد. نفس کشیدن انسان با حرکت سنگ به سمت سراشیبی تفاوتی ندارد.
مصادر مقاله
۱. صدر المتألهین شیرازی؛ الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه, مکتبه الرشد؛ بیروت؛ ط ۵، ۱۴۱۹، ج۲، ص۲۲۰.۲. سبزواری، ملاهادی؛ شرح المنظومه، تصحیح علامه حسن حسن زاده آملی،قم، نشر ناب، ۱۳۸۰، چ چهارم، ج۲، ص۴۰۶-۴۰۷.۳. طباطبایی، سید محمد حسین؛ نهایه الحکمه، قم، دفتر نشر اسلامی، وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. ص۱۷۲.۴. مصباح یزدی، محمد تقی؛ آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، چ۸، ۱۳۷۷.ج۲، ص۹۱.
منبع
مهدی افضلی،سایت پژوهه،تاریخ بازیابی، ۱۳۹۵/۱۰/۳۰
...

جمله سازی با فاعل بالطبع

💡 در دوره ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ تحولات شگرفی در توسعه شهر تهران و بالطبع منطقه ۶ ایجاد شده‌است.

💡 نظام جديد در استفاده از مساجد عبارت بود از وارد شدن مدارس در آن و به وجود آمدنمجموعه هايى تحت عنوان مجتمع مسجد و مدرسه و همين امر بالطبع در نقشه ساخت مساجدتغييراتى را حاصل مى كرد.

💡 آدمى در كسب هيچ امرى دخالت ندارد، تمام شناختهاى ضرورى و طبيعى است، وظيفهبندگان ارادت است و كارها بالطبع از آنها صادر مى شود، قرآن جسدى است كه گاهىبه صورت انسان و زمانى به صورت حيوان در مى آيد!! قرآن جسم مخلوق است.

💡 تلفات برخاسته از افزوده بار کابل‌ها، و ترانسفورماتور و دیگر کالاها دستگاه فرستادن که به معنی گذر گردش بیش از اندازه نامی از آن‌ها است تلفات توان اهمی در آن‌ها را ه چهره فزاینده افزایش می‌دهد. البته باید یادآور شد که این افزایش تلفات اهمی، افزایش دمای کالاها نسبت به سطح نرمال و بالطبع افزایش تلفات جداگری و شاید آهنی را نیز به دنبال خواهد داشت.

💡 خود مستمع در چه سطحى از معنويات قرار دارد و يا اصلاً از چه قشرى از جامعه است ؟طلبه است، فرهنگى است، كارگر است و... زيرا بينش افراد نسبت به مجالس ‍اهل بيت عليهم السّلام و كلاً ارزش دادن آنها به معنويات تفاوت مى كند. بالطبع معنويتمستمع در آمادگى مجلس و بالا بردن سطح آن بسيار تاءثير دارد.

💡 انسانى كه فقط از يك سو نظاره شد و تنها ابعاد مادى او، در محاسبه آمد، انسانى استكاريكاتورى و ابتر و بالطبع، نمى توان او را در عالم خارج، انسان ناميد ومشكل غرب در همين سوء تفاهم كوچك است !