لغت نامه دهخدا
فادزهر حیوانی. [ زَ رِ ح َی ْ / ح ِی ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تحثرات حجرمانندی است که در معده بعضی از حیوانات متشکل میگردد، و یک وقتی خواص عجیبه به آن نسبت میدادند و آن را دافع همه سموم میدانستند. ( ناظم الاطباء ).
فادزهر حیوانی. [ زَ رِ ح َی ْ / ح ِی ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تحثرات حجرمانندی است که در معده بعضی از حیوانات متشکل میگردد، و یک وقتی خواص عجیبه به آن نسبت میدادند و آن را دافع همه سموم میدانستند. ( ناظم الاطباء ).
تحثرات حجر مانندی است که در معده بعضی از حیوانات متشکل میگردد و یک وقت خواص عجیبه به آن نسبت میدادند و آنرا دافع همه سموم میدانستند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محصولات روستا : کشک زرد و سفید به صورت خشک و روغن حیوانی و مسکه و فروش گوسفند و.....
💡 تا به پیش لب جان پرور تو چشمهٔ خضر چه خطا گفت که منسوب به حیوانی شد
💡 گر بریخت این جملهٔ تنها به خاک موی حیوانی اگر نبود چه باک
💡 هر حیاتی که ز نان رست همان نان طلبد آب حیوان به لب هر حیوانی نرسد
💡 گفتم: ای شیخ! در حیوانی اثر کرد و تو را همچنان تفاوت نمیکند.
💡 دانشکده زراعت: تولید گیاهی، مهندسی غذا، تولید حیوانی، فناوری کشاورزی