«غنج زدن» در زبان فارسی به حالتی عاطفی و احساسی گفته میشود که در آن فرد با شدت زیاد دچار اشتیاق، میل یا آرزوی چیزی یا کسی میشود. این اصطلاح بیشتر برای بیان حالت درونی و هیجانی انسان به کار میرود که در آن دل و ذهن او به سمت چیزی مطلوب کشیده میشود و نوعی بیقراری همراه با تمایل شدید در او شکل میگیرد. هنگامی که گفته میشود «دلش غنج میزند»، منظور این است که فرد با دیدن یا تصور چیزی بسیار دلخواه، دچار هیجان و شوقی درونی میشود که کنترل آن برایش دشوار است. این حالت میتواند نسبت به غذا، اشیای خوشایند یا حتی فردی محبوب و دوستداشتنی رخ دهد. در چنین موقعیتی، احساس فرد به گونهای است که گویی دل او از شدت اشتیاق به لرزش یا ضعف میافتد. «غنج زدن» در زبان محاورهای بار احساسی قوی دارد و معمولاً برای بیان میل شدید و غیرقابل پنهان کردن به کار میرود. این واژه در ادبیات نیز گاه برای توصیف حالتهای عاشقانه و اشتیاقهای عاطفی مورد استفاده قرار گرفته است. در گفتار روزمره، این اصطلاح به خوبی میتواند شدت علاقه و کشش درونی فرد را نشان دهد و به همین دلیل بیان آن بسیار تأثیرگذار است. بنابراین، «غنج زدن» به معنای دچار شدن به اشتیاق شدید، میل فراوان و کشش عاطفی عمیق نسبت به چیزی یا کسی است که در آن دل انسان بیقرار و مشتاق میشود.
غنج زدن
لغت نامه دهخدا
غنج زدن. [ غ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) غنج زدن دل برای چیزی یا کسی. سخت خواهان و آرزومند او بودن: دلش برای او غنج میزند.
فرهنگ معین
(غَ. زَ دَ ) (مص ل. ) بسیار مشتاق و آرزومند چیزی بودن.
فرهنگ فارسی
یا غنج دل کسی برای چیزی. سخت آرزومند بودن وی برای آن: دلم برای یک قاچ خربزه گرگان اصفهان غنج می زند.
ویکی واژه
بسیار مشتاق و آرزومند چیزی بودن.