لغت نامه دهخدا
غلطان پیچان. [ غ َ ن ِ ] ( نف مرکب ) غلطنده تاب خورنده در آب. غوطه خورنده در آب. ( ناظم الاطباء ).
غلطان پیچان. [ غ َ ن ِ ] ( نف مرکب ) غلطنده تاب خورنده در آب. غوطه خورنده در آب. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاک عالم کاش میشد بر سر پیر و جوان مینبد غلطان به خاک و خون قدر عنای تو
💡 زیر گردون چه کند دل که نگردد ساکن؟ در صدف گوهر غلطان چه تواند کردن؟
💡 چو شستن گیرد او خود را رباید آب جو او را چو سیبش میبرد غلطان به باغ خرم بیسو
💡 جانهای عاشقان چون سیلها غلطان شده میدوانند جانب دریای تو دریای تو
💡 آن یکی غلطان تن خود می کشید آن یکی می جست و آن یک می دوید
💡 همه گشته غلطان چه چشم و چه جان همه روی بر رو زبان بر زبان