غریب گشتن

لغت نامه دهخدا

غریب گشتن. [ غ َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) غریب شدن. غریب گردیدن. اغراب. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به ترکیبات مذکور و مدخل غریب شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) غریب گردیدن غربت گزیدن اغتراب.

جمله سازی با غریب گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز کوی یار نیست فضولی مراد ما خاک وطن به از همه عالم غریب را

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز