غذای تام

فرهنگستان زبان و ادب

{whole food} [تغذیه] غذایی با فراوری کمینه که به همان شکل طبیعی مصرف شود و هیج افزودنی و مکمل و پایدارکنندۀ مصنوعی نداشته باشد

جمله سازی با غذای تام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برای لقمهٔ نان آبرو نمی ریزم چو شمع گر شودم استخوان غذای بدن

💡 دلم ز درد فراقت به جان رسید مگر غذای جان دهنی همچو میم خواهد بود

💡 روی او بخت از آن به کرمان کرد تا عدو را غذای کرمان کرد

💡 هم شفای جان مظلومان شده زهر اجل هم غذای روح درویشان شده خون جگر

💡 همه عالم دهان خشکند و تشنه غذای جمله را داده تمام او

💡 درین دو هفته که مهمان این خراباتی غذای روح ز دود دل کباب بگیر