غدیر حبسه

لغت نامه دهخدا

غدیر حبسه. [ غ َ رِ ح َ س َ ] ( اِخ )دهی از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز است که در 36هزارگزی جنوب خاوری آن شهرستان و در یک هزارگزی راه فرعی خلف آباد به اهواز قرار دارد. گرمسیر است وسکنه آن 154 تن و دارای مذهب شیعه اند و به زبان عربی و فارسی سخن می گویند. آب آن از چاه و محصول آنجا غلات است و شغل اهالی زراعت است. راه اتومبیل رو دارد که در تابستان قابل استفاده است. ساکنین آن از طایفه آل ابوبالا هستند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز است که در ۳۶ هزار گزی جنوب خاوری آن شهرستان و در یک هزار گزی راه فرعی خلف آباد به اهواز قرار دارد گرمسیر است

جمله سازی با غدیر حبسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بآتش دل روز و بباد سرد سحر بآبروی غدیر و بخاک پای جدار

💡 مرا بروز غدیر آن پریوش دلخواه چشاند شربتی از جام وال من والاه

💡 هرکه جوید کین تو یابد سکالد غدر تو دیده گرداند ز خون دل کنارش چون غدیر

💡 آب حیوان شده از خجلت نظمم پنهان شرمسار از سعت دامن دریاست غدیر

💡 پس از فراغت اعمال حجّ، باز پسین رسید خواجه ی لولاک چون، به خمّ غدیر

هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز