غارت زدگی

لغت نامه دهخدا

غارت زدگی. [ رَ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت کسی که مالش را به غارت برده اند.

فرهنگ عمید

حالت کسی که مالش را غارت کرده باشند.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت غارت زده.

جمله سازی با غارت زدگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از جنگ اعراب وارد حلوان شده دست به یغما گشودند و اموال و نفایس هنگفتی را به غارت بردند.

💡 ترک چشم مست او دلها بغارت می برد ملک دل بگرفت و جان ما به غارت می برد

💡 نثار تست چون جانهای مشتاقان تو، باری نثارت دیگران چینند نی خود غارت جان کن

💡 انسانهاى مظلوم را مى كشتند اموال را غارت و يا نابود كرده، شهر و روستاها را در آتشمى كشيدند.

💡 سرمایه درد تو غارت نتوان کردن اشکی که ز دل خیزد در دیده شکستم من

💡 و حق نعمتش را ناسپاسى كردند و اموالش را به غارت بردند و عيالش را اسير نمودند؛منم فرزند آن كسى كه به شكل ((صبر)) او را كشتند.

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز