غار توق

لغت نامه دهخدا

غارتوق. [ ت ُ ] ( اِخ ) غارتوغ یا غارتوپ نام شهرو بازارگاهی است در قسمت غربی کشور تبت، در ایالت غنازی خور سوم، در وادیی از جبال هیمالیا، به ارتفاع 4590 گزی، در 31 درجه و 44 دقیقه و 4 ثانیه عرض شمالی و 78 درجه و 3 دقیقه و 18 ثانیه طول شرقی واقع گشته است. موسم افتتاح سالیانه این بازار ماه اوت و ایلول است که کاروانهای بزرگ تجارت، از چین و ترکستان و افغانستان و ایران و هندوستان به این سرزمین فرود آیند و به واسطه ضیق مکان خیمه و خرگاههای فراوان گرداگرد ابنیه برپا میشود و منظره شهری بسیار بزرگ متشکل از خیام در نظر جلوه میکند. در فصل زمستان بسبب ارتفاع بسیار قابل سکونت نیست و سکنه اصلی آن هم مجبور به فرود آمدن میباشند. ( قاموس الاعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

یا غار توغ یا غار توپ

جمله سازی با غار توق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من و فغان دل زار و گوشه غاری چو چشم ماتمیان فراق تیره و تار

💡 به ناگه بدان دیوش افتاد چشم ورا دید در ژرف غاری به خشم

💡 درآمد در آن غار تار ارجمند شه و لشکر و پهلوان بلند

💡 رو بگورستان و بین تو غار خود تا که گردی شرمسار از کار خود

💡 ای دل گفتی که یار غار منست او هیچ نگنجد چنین محیط به غاری

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
استمع یعنی چه؟
استمع یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز