عمو غلی

لغت نامه دهخدا

عموغلی. [ ع َ ] ( اِ مرکب ) ( از: عمو + غل،پسر + یاء نسبت ) عمواوغلی. رجوع به عمواوغلی شود.

فرهنگ فارسی

عمو اوغلی

جمله سازی با عمو غلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زن بیامد بر گمان آنک شو سوی در خفتست و آن سو آن عمو

💡 مانده‌ام جان عمو در بر دشمن تنها شده صد پاره ز شمشیر تنم سر تا پا

💡 خصم گفتش رو به من کن حق بگو رو چه سوی آسمان کردی عمو

💡 تا چه حد از بهر فرزند ای عمو می روی این راه را با من بگوی

💡 خواجه تا نشناسی ای جان عمو قدر و شأنش را ندانی تا نگو

💡 تا به کی گویی من و من ای عمو گوییا نشناختی خود را نکو

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز