عمر بلنسی
لغت نامه دهخدا
عمر بلنسی. [ ع ُ م َ رِ ب َ ل َ ] ( اِخ ) ابن محمد. رجوع به عمر قضاعی ( ابن محمد... ) شود.
فرهنگ فارسی
ابن محمد
جمله سازی با عمر بلنسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه نقش است آن به عمر خویش ای کاش توانستی کشیدش کلک نقاش