لغت نامه دهخدا
علی عاصی. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) عاملی کفراوی. رجوع به علی کفراوی شود.
علی عاصی. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) عاملی کفراوی. رجوع به علی کفراوی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او به نویسندگانی چون بردیایف که آزاداندیش و عاصی به وضع موجود بودند، علاقه داشت.
💡 نقشهٔ امرای عاصی این بود که سوکای و برلا امیر نوروز را در خراسان به قتل برسانند و ارسلان نیز غازان را از میان بردارد.
💡 حمود عاصی، روستایی از توابع بخش بستان شهرستان دشت آزادگان در استان خوزستان ایران است.
💡 این شهر در کنار رود عاصی (اُرونتس) و در جاده اصلی لاذقیه به حلب واقع شدهاست. جسرالشغور در ۷۵ کیلومتری لاذقیه و ۱۰۴ کیلومتری حلب قرار دارد.
💡 وگر به خواست وی آید همی گناه از ما نهایم عاصی بل نیک و خوب کرداریم
💡 هم به لطفش التجا کن، کز تف خورشید قهر عاصیان را نیست، الا سایه یزدان ماب