علی صرصری

لغت نامه دهخدا

علی صرصری. [ ع َ ی ِ ص َ ص َ ] ( اِخ ) ابن احمد نجری صرصری. مکنی به ابوالحسن. فاضلی بود از قبیله مصموده کتامة از بلاد هبط. و در سال 1037 هَ. ق. درگذشت. او را فهرستی است از شیوخ و سلسله های طریقت خود. ( از معجم المؤلفین از فهرس الفهارس کتانی ج 2 ص 114 و دلیل مؤرخ المغرب ص 350 ).

جمله سازی با علی صرصری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چیست حبل‌الله رها کردن هوا کین هوا شد صرصری مر عاد را

💡 شهر قم کز تندی باد حوادث دیده بود آنچه بیند مشت خاکی از عبور صرصری

💡 طبیب و غم عشق او جای رحمست چه از صرصری با غباری برآید

💡 بود در اصلاب اطهار رسل فانوس وار شمع نورش در امان زین گردباد صرصری

💡 جز براقت صرصری هرگز نبوده کوه تن جز حسامت آتشی هرگز نبوده آبدار

💡 عشقم ز سدره صد ره بالا کشید و ماند عقل از روش که کردی دعوی صرصری

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز