علی شمیم

لغت نامه دهخدا

علی شمیم. [ ع َ ی ِ ش َ ] ( اِخ ) ابن حسن بن عنتربن ثابت حلی. مشهور به شمیم و ملقب به مهذب الدین و مکنی به ابوالحسن. وی ادیب و نحوی و لغوی وشاعر بود. در سال 511 هَ. ق. متولد شد و از بغداد به دیاربکر و شام رفت و سپس در موصل مسکن گزید و در آنجا در سال 601 هَ. ق. درگذشت. او راست: 1- أنیس الجلیس فی التجنیس. 2- الحماسة، که از اشعار اوست. 3-شرح اللمع ابن جنی، در نحو. 4- شرح مقامات حریری. 5- مناقب الحکم و مثالب الامم. ( از معجم المؤلفین ج 7 ص 67 ). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: وفیات الاعیان ج 1 ص 434. معجم الادباء ج 2 ص 243. بغیةالوعاة سیوطی ص 333. شذرات الذهب ابن عماد ج 5 ص 4. کشف الظنون ص 197 و... ایضاح المکنون ج 2 ص 194 و... هدیةالعارفین ج 1 ص 703. سیرالنبلاء ذهبی ج 13 ص 94. ذیل تاریخ بغداد ابن نجار ج 10 ص 210. الوافی صفدی ج 12 ص 30.

جمله سازی با علی شمیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از شمیم مشک می گردد پریشان زلف یار ساده [لوحی] کاغذافشان نمی گیرد به خود

💡 بعد از دورهٔ پنجم اندیشه و هنر که دیگر شمیم بهار در آن نبود، این نشریه دیگر وزن سابق را نداشت و افول کرد تا در سال ۱۳۵۳ توقیف شد. تنها در سال سال ۱۳۵۹ یک شماره از آن بیرون آمد.

💡 شمیم صد چمن زیبد غبار راه جولانش به چشمم چون نگه زان گلشن رخسار برگردد

💡 چو روی دوست بود تا جمال شمع فروزان چو زلف یار بود تا شمیم عود معطر

💡 صاحب امتیاز این روزنامه فرشاد مهدی‌پور بوده است و اکنون به نام موسسه شمیم صبح فردا منتقل شده است.

💡 دلفریبی که در آیند روانی به سجود زاهدان را چو شمیمی گذرد زان به مشام