علی ششتری

لغت نامه دهخدا

علی ششتری. [ ع َ ی ِ ش ُ ت َ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲ ششتری نمیری اندلسی. مکنی به ابوالحسن. وی فقیه و صوفی و حکیم و ادیب و شاعر و نویسنده قرن هفتم هَ. ق. بودو در سال 668 هَ. ق. در دمیاط مصر درگذشت. او راست: 1- دیوان شعر. 2- الرسالة العلمیة. 3- الرسالة القدسیة فی توحید العامة و الخاصة و المراتب الایمانیة والاسلامیة و الاحسانیة. 4- العروة الوثقی فی بیان السنن و احصاءالعلوم و مایجب علی المسلم أن یمله و یعتقده الی وفاته. 5- المقالید الوجودیة فی أسرار الصوفیة. ششتری منسوب است به قریه ششتر از نواحی وادی آش در اندلس. ( از معجم المؤلفین ج 7 ص 135 ). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: نفح الطیب مقری ج 7 ص 161. لسان المیزان ابن حجر ج 2 ص 240.جامع الکرامات حسن کوهن ص 63. ایضاح المکنون بغدادی ج 1 ص 510 و ج 2 ص 99 و... فهرس المخطوطات المصوره سید ج 1،ص 461. هدیة العارفین بغدادی ج 1 ص 711.

جمله سازی با علی ششتری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پریت ای برادر برهنه چراست اگر دیوت اندر خز و ششتری است؟

💡 از پی فال مشتری انجم سعد مشتری او ز شراع ششتری با همه در معامله

💡 دل بر دلم نه ای صنم ششتری قبای لب بر لبم نِه ای پسر مشتری ذقن

💡 چو برگشاید دهن به شکل انگشتری‌ست بهار صنعت‌نما چو تاجر ششتری‌ست

💡 فصّاد نیستم ولی ای ششتری قلم در سفک خون خصم تو ماند به نشترم

💡 درین بساط نشیند درست نقش کسی که بوریا را دیبای ششتری داند

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز