علی زمزمی
لغت نامه دهخدا
علی زمزمی. [ ع َ ی ِ زَ زَ ] ( اِخ ) ابن الفرج زمزمی ( علی خلیفة... ). رجوع به علی خلیفة شود.
علی زمزمی. [ ع َ ی ِ زَ زَ ] ( اِخ ) ابن محمدبن اسماعیل بن علی بن محمدبن داود بیضاوی الاصل مکی شافعی. مشهور به زمزمی و ملقب به نورالدین. فقیه و اصولی و عالم به فرایض و ریاضی دان و شاعر بود.در مکه تولد یافت و در سال 885 هَ. ق. در همانجا درگذشت. او راست: 1- کنزالطلاب فی الحساب. 2- مشرع الفائض فی الفرائض. 3- منظومه تحفةالطلاب. 4- منظومه فتح الوهاب فی علم الحساب. ( از معجم المؤلفین از الضوءاللامع سخاوی ج 5 ص 291 و ایضاح المکنون بغدادی ج 1 ص 253 و ج 2 ص 176 و هدیة العارفین بغدادی ج 2 ص 737 ).
جمله سازی با علی زمزمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرا بسته باشی چو در مجلسی چرا خشک باشی چو در زمزمی
💡 کفن شویم به خون دیده، نی در چشمهٔ زمزم پرستار صنم را هست، عرفی، زمزمی دیگر
💡 در طریق کعبه شوق تو جان مرد از عطش ای حیات تشنه! آب زمزمی میبایدم
💡 درکوی تو که درگه اهل سعادتست از آب چشم اهل صفا زمزمی دگر
💡 وز بیم تشنگی قیامت به روز و شب در آرزوی قطرگکی آب زمزمی
💡 زو زمزمهای شنید گوشم کهآورد چو زمزمی به جوشم