لغت نامه دهخدا
عقد روان. [ ع َ دِ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نکاح متعه. ( غیاث اللغات ). متعه که به مذهب اهل تشیع جایز است، به خلاف اهل سنت و جماعت. عقد نمکین. ( آنندراج ):
ای شیشه می عقد دهن بسته نشینی
با جام مکن عقد روان دختر رز را.میرزا صائب ( از آنندراج ).