عقد روان
لغت نامه دهخدا
عقد روان. [ ع َ دِ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نکاح متعه. ( غیاث اللغات ). متعه که به مذهب اهل تشیع جایز است، به خلاف اهل سنت و جماعت. عقد نمکین. ( آنندراج ):
ای شیشه می عقد دهن بسته نشینی
با جام مکن عقد روان دختر رز را.میرزا صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نکاح متعه متعه که به مذهب اهل تشیع جایز است بخلاف اهل سنت و جماعت عقد نمکین
جمله سازی با عقد روان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیا و دردی ما را ز دست ما روان درکش و گر درد دلی داری ز خود می جو دوای خود