عفونت زدایی
مترادفها
ضدعفونی کردن، پاکسازی، استریل کردن
متضادها
آلودگی
فرهنگستان زبان و ادب
{disinfection} [پزشکی] فرایند زدودن ریزاندامگان های عفونی از ابزار و لباس و محیط با استفاده از وسایل فیزیکی یا مواد شیمیایی
جمله سازی با عفونت زدایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زمین و آب دو فعلند پر منافع سخت هوا و آب دو بحرند پر عفونت ژرف
💡 _رعایت بهداشت فردی وعدم دستکاری محل جراحی جهت جلوگیری از عفونت محل
💡 افراد دچار سیستیک فیبروزیس به این باکتری آسیبپذیری بالایی دارند و منبع مشترک عفونت ششها در این افراد است.
💡 زیاد بودن فاصلهٔ زمانی بین تخلیه مواد عفونی و پر کردن دندان شانس عفونتهای بعدی را بالا میبرد.
💡 ریگش چو نیش کژدم و سنگش چو پشک مار زین طبع را عفونت و زان عقل را فغان
💡 پس از اتمام عملیات جراحی، تیم پزشکی تمام تجهیزات و اتاق را با استفاده از مواد شیمیایی مخصوص به دقت عفونت زدایی کردند.
💡 فرآیند عفونت زدایی در بیمارستانها باید با رعایت دقیقترین استانداردهای بهداشتی انجام شود تا از انتقال بیماریها به بیماران جلوگیری گردد.
💡 برای جلوگیری از شیوع بیماریهای ویروسی، عفونت زدایی سطوح عمومی در مترو و اتوبوسها باید به صورت مداوم و روزانه انجام شود.