عدل فرمایی
مترادفها
دادگری، عدالتورزی، انصافورزی
متضادها
ظلم، ستم، بیعدالتی
لغت نامه دهخدا
عدل فرمایی. [ ع َ ف َ ] ( حامص مرکب ) عمل عدل فرمای. دادگری: سنت او عدل فرمایی و سیرت او مملکت آرایی. ( سندبادنامه ص 250 ).
فرهنگ فارسی
عمل عدل فرمای دادگری: سنت او عدل فرمایی و سیرت او مملکت آرایی
جمله سازی با عدل فرمایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بضاعتی نه سزاوار حضرت آوردیم مگر به عین عنایت قبول فرمایی
💡 چه فرمایی دلی با این خرابی کنم با اژدهایی همنقابی
💡 چون شمع اگر سرم ز تن بربایی همچون قلم آن کنم که تو فرمایی
💡 بردارم دل گر از جهان فرمایی فرمان برم ار سود و زیان فرمایی
💡 شهریارا گر تو فرمایی بدین حضرت رسد هر هنرمندی که در ایران و در توران بود
💡 که از عتاب عنان سوی عفو فرمایی کنون که رفت ز اندازه مالش بنده
💡 اجرای درست عدالت در تمامی سطوح حکومتی، از جمله وظایف اصلی نهادهای مربوط به عدل فرمایی برای حفظ آرامش و ثبات در جامعه است.
💡 در سیستمهای اداری پیشرفته، مفهوم عدل فرمایی به معنای برخورد یکسان با تمامی شهروندان و جلوگیری از اعمال قدرت غیرقانونی توسط مقامات است.
💡 تقویت نهادهای نظارتی و شفافیت در تصمیمگیریهای دولتی، گامهای اساسی برای تحقق کامل عدالت در فرآیند عدل فرمایی و مدیریت عمومی محسوب میشود.