لغت نامه دهخدا
( عاقرالنجبة ) عاقرالنجبة. [ ق ِ رُن ْن ُ ب َ ] ( اِخ ) کوهی است سلول را. ( معجم البلدان ).
( عاقرالنجبة ) عاقرالنجبة. [ ق ِ رُن ْن ُ ب َ ] ( اِخ ) کوهی است سلول را. ( معجم البلدان ).
کوهی است سلول را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال رب انى يكون لى غلام و قد بلغنى الكبر و امراءتى عاقر زكريا گفت: از كجا يا چگونه خواهد بود براى من پسرى وحال آنكه دريافته است مرا پيرى و زن من فرزند نمى آورد؟.
💡 فقال على و كيف اقتلك و لاذنب لك و لو اعلم انك قاتلى لم اقتلك و لكنهل كانت لك حاضنة يهودية فقالت لك يوما من الايام يا شقيق عاقر ناقة ثمود.
💡 و اينكه چنين تعبير كرده كه (همسرم عاقر است ) خود دلالت مى كند بر اينكه همسرشعلاوه بر اينكه تا آن روز كه اين دعا را مى كرده فرزند نياورده از سن فرزند دار شدنهم گذشته بوده است.