فرهنگستان زبان و ادب
{entrainment flooding} [مهندسی شیمی] طغیان ناشی از همراه بری افراطی قطره های مایع
{entrainment flooding} [مهندسی شیمی] طغیان ناشی از همراه بری افراطی قطره های مایع
💡 جوی را آب ز طغیان نه همین ویران کرد رخنه افتاده به شمشیر ز آب شمشیر
💡 قلمش آنچه بدو راه نیابد طغیان خردش آنکه برو غیب نباشد دشوار
💡 طغیان نفس بیش به وقت غنا شود مار ضعیف بر سر گنج اژدها شود
💡 بحری پنهان چو کرد جوش و طغیان هر سو گردید موج هاست دست افشان
💡 روضهٔ پاک رضا دیدن اگر طغیان است شاید ار بر ره طغیان شدنم نگذارند
💡 که تا بطاعت و خدمت سری فرو نارد خلیفه باز نگیرد ز اهل طغیان تیغ