لغت نامه دهخدا
طاوس ملائک. [ وو س ِ م َءِ ] ( اِخ ) طاوس الملائکة. لقب جبرائیل:
طاوس ملائک بنوا مدح تو خواند
اندر قفس سدره چو قمری و چو دراج.سوزنی.طاوس ملائکه ز تو شاید
گر چون عنقا در آشیان ماند.سیدحسن غزنوی.
طاوس ملائک. [ وو س ِ م َءِ ] ( اِخ ) طاوس الملائکة. لقب جبرائیل:
طاوس ملائک بنوا مدح تو خواند
اندر قفس سدره چو قمری و چو دراج.سوزنی.طاوس ملائکه ز تو شاید
گر چون عنقا در آشیان ماند.سیدحسن غزنوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجلس یار مرا جان ملائک عود است که بر آتش نهد ای دل خس وخاشاک آنجا
💡 با ملائک به فلک زهره شنیدم می گفت به جز اشعار بلنداقبال از بر نکنید
💡 آنگه سماء و ارض و ملائک پدید شد هر یک گرفته جای خود از عرش تا ثری
💡 ملائک پاسبانش گشت در خواب درش را ابر نیسان می زدی آب
💡 به علم اندر ملائک گشتم تمامت نام و ننگم در نوشتم
💡 ره از صف ملائک گشته صف صف هم از رف برگذشت و هم ز رفرف