لغت نامه دهخدا
طاق محامل. [ ق ِ م َ م ِ ] ( اِخ ) محلی در کوفه بوده است. اقبال آشتیانی ذیل احوال مؤمن الطاق آرد:چون در طاق محامل در کوفه دکان صرافی داشته او را مؤمن الطاق... لقب داده اند. ( خاندان نوبختی ص 77 ).
طاق محامل. [ ق ِ م َ م ِ ] ( اِخ ) محلی در کوفه بوده است. اقبال آشتیانی ذیل احوال مؤمن الطاق آرد:چون در طاق محامل در کوفه دکان صرافی داشته او را مؤمن الطاق... لقب داده اند. ( خاندان نوبختی ص 77 ).
محلی در کوفه بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يا گوييم: نسخه اى كه به لفظ حسين مؤ يّد است با اخبار خاصه واهل سنت صحيح و مقدم باشد و خبر بودن مهدى از اولاد حسين عليهما السلام متفقٌ عليه شودكه در مقام معارضه بايد آن را گرفت و آنچه خصم منفرد شد به آن، طرح خواهد شد واين مراد از اجماع است كه در اين مقام دعوى شده و ابن حجر نفهميده و آن را به تشهى وحدس نسبت داده و پس از آن به جهت رعايت ابن حجر، خبر ترمذى را بايدحمل نمود بر يكى از اين محامل: