طاعون بقری

لغت نامه دهخدا

طاعون بقری. [ ن ِ ب َق َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به گاومرگی شود.

جمله سازی با طاعون بقری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اهل نجف از بیم وبا طعنه ی طاعون مجموع پریشان و غمین حال و جگر خون

💡 جیحون خوش است و با مزه و دریا از ناخوشی چو زهر و چو طاعون است

💡 عروق خصم ز سر تا قدم شکافته باد برمح طاعن او یا به نشتر طاعون

💡 اما آنچه جاى بحث دارد اين است كه آيا به هر نوع عذابى رجز گفته مى شود يا به نوعخاصى از عذاب اطلاق مى شود كه طاعون از مصاديق آن است ؟

💡 معالجه از طريق امساك اختصاص به بيماريهاى فوق ندارد، بلكه بيماريهائى كهمربوط به اصول جسم انسان است و با سلولهاى جسم آميخته شده همانند: سرطان سفليس،سل و طاعون را نيز شفا مى بخشد)!.

💡 پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله: هر كس سداب بخورد و پس از آن بخوابد از طاعون ودمل و سينه پهلو در امان خواهد بود.