لغت نامه دهخدا
صیغه جاری کردن. [ غ َ / غ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صیغه عقد ازدواج یا طلاق یا معامله دیگر را با الفاظ مخصوص خواندن. صیغه خواندن.
صیغه جاری کردن. [ غ َ / غ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صیغه عقد ازدواج یا طلاق یا معامله دیگر را با الفاظ مخصوص خواندن. صیغه خواندن.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) صیغة عقد ازدواج یا طلاق یا معامله را خواندن.
( مصدر ) صیغه عقد ازدواج یا طلاق یا معامله دیگر را با لفظ مخصوص خواندن صیغه خواندن.
صیغة عقد ازدواج یا طلاق یا معامله را خواندن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شماره کارت این وبگاه نیز از یکی از بانکهای دولتی ایران بوده است. گزارش اقتصاد ۲۴ در فروردین ۱۴۰۰ از وبگاههای صیغهیابی موقت، از «گردش مالی هنگفت صنعت روسپیگری بر بستر فضای مجازی» میگفت.
💡 تیمور، چهل و سه زن رسمی و صیغهای داشت که همهٔ این زنان، همسر او نیز بودند. تیمور با تسخیر سرزمین پدران یا شوهران سابق، دهها زن را همسر و کنیز خود کرد.
💡 ژائوی [(昭儀، عنوان امپراتریس وو) به عنوان یک صیغه، به طور شگفت انگیز از لطف وی به عنوان امپراتریس لذت ببرد)]، مورد پسند همیشگی قرار بگیرد آن هم در مقام ملکه.