لغت نامه دهخدا
صور کواکب. [ ص ُ وَ رِ ک َ ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) صورت ستارگان. ستارگان که مجموعی از آنها صورتی را تشکیل دهد. رجوع به صور فلکی شود.
صور کواکب. [ ص ُ وَ رِ ک َ ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) صورت ستارگان. ستارگان که مجموعی از آنها صورتی را تشکیل دهد. رجوع به صور فلکی شود.
صورت ستارگان
💡 عالم بالا شود درماندگان را رهنما برندارد از کواکب چشم خود رهبر در آب
💡 خورشید با کواکب تا گرد دهر گردد جبریل با ملایک در پاس لشگرت باد
💡 اگر نهی ز شرف بر سر کواکب پای بزیر پای حوادث کند سپهرت پست
💡 خود رخنه فتاد که تا دامن فلک عاجز بوند چرخ و کواکب زسد آن
💡 هر سحرگه کشد از مهر فروزنده علم هر شبانگه کشد از خیل کواکب لشکر