صنعت تسمیط

لغت نامه دهخدا

صنعت تسمیط. [ ص َ ع َ ت ِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به مسمط شود.

جمله سازی با صنعت تسمیط

💡 او را ز پی فال پدر تخت فرستاد تختی همه پر صورت و پر صنعت مانی

💡 تا هر بهار صنعت مشاطه نسیم آرد برون عروس گل از حجله های خار

💡 خلیفهٔ دو جهان دست قدرت داور ذخیرهٔ دل و جان گنج صنعت سبحان

💡 تشنه گفت آبا مرا دو فایده‌ست من ازین صنعت ندارم هیچ دست

💡 چونانکه سها صنعت خورشید نتابد خورشید هم ایدون نتوان کرد سهائی