لغت نامه دهخدا
صلیب بادپروا. [ ص َ ب ِ پ َرْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چوب چهارگوشه که در تابدانها بجهت منع دخول حیوانات سازند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
صلیب بادپروا. [ ص َ ب ِ پ َرْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چوب چهارگوشه که در تابدانها بجهت منع دخول حیوانات سازند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
چوب چهار گوشه که درتابدانها بجهت منع دخول حیوانات سازند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو مهر از بر نامه بنهاد گفت که با تو صلیب و مسیحست جفت
💡 زُنار زلف اوست که بستیم بر میان در دل خیال خرقه و میل صلیب نیست
💡 بس عقل عیسوی که ز مشکین صلیب او زنار بندد ارچه فلک طیلسان اوست
💡 نه مسلمان بمن آشفته وفا کرد نه گبر ببرم رشته سبحه شکنم عود و صلیب
💡 صلیب و چلیپا به گیتی نماند چو بشکسته شد هم به دریا فشاند
💡 بُوَد ایرانِ ستمدیده چو اسلام غریب وین دو معدوم ز جور و ستمِ اهلِ صلیب