صحبت یساول

لغت نامه دهخدا

صحبت یساول. [ ص ُ ب َ ی َ وُ ] ( اِ مرکب ) شخصی باشد که عصای نقره و طلا یا چماق و عصا بدست در محفل ایستاده میباشد و این نسبت سایر اهتمامیان معتبرتر و سردار آن را میرتوزک گویند:
در مجلسی که یار تو صحبت یساول است
مهر منیر بوته تیر تغافل است.میرزا زکی ندیم.شاهان هند را میرتوزک سه قسم می باشند: اول و دوم و سوم و هر کدام بجای خود امیر است امارتبه اولین بالاتر و صحبت یساول تابع آن و روز دیوان عام صاحب نسق و میراهتمام همین میر توزک اول میباشد. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ).

فرهنگ فارسی

( اسسم ) شخصی که عصای نقره و طلا یا چماق و عصا بدست در محفل می ایستد.

جمله سازی با صحبت یساول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاه اسماعیل فرمان داد که دست راست شیبک خان را نزد رستم روزافزون حاکم وقت مازندران ببرند. درویش بیگ یساول مأمور بردن آن شد و هنگامی که پیش رستم رسید، آن دست را بر دامن او انداخت و گفت:

💡 تپه یساول ۵ مربوط به دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بویین زهرا، بخش آبگرم، روستای شاخدار واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۳۲۳۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.