لغت نامه دهخدا
صافی معلم. [ ی ِ م ُ ع َل ْ ل ِ ] ( اِخ ) رجوع به صافی شود.
صافی معلم. [ ی ِ م ُ ع َل ْ ل ِ ] ( اِخ ) رجوع به صافی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتگو سیل بنای سینه صافی میشود امتحانی میتوانکردن به آه آیینه را
💡 دل صدفوار، پر از معنی گوهر، بد از آن سینه صافی ما صنعت دریا میکرد
💡 چون شوی صافی تمام از بهر او دل شود روشن ترا از مهر او
💡 با صوفی صافی گو در درد مغان آویز کان دل که بود صافی از دُرد نپرهیزد
💡 رو تو راه مصطفا رو همچو من تا که صافی گرددت هم جان و تن
💡 ماه ساقی حور عین و جام صافی کوثرست خاصه این ساعت که صحن باغ شد دارالسلام