لغت نامه دهخدا
شکرهنگ. [ ش َ ک َ هََ ] ( اِ مرکب ) شکرهنج. خارخسک. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به خارخسک و شکرهنج شود.
شکرهنگ. [ ش َ ک َ هََ ] ( اِ مرکب ) شکرهنج. خارخسک. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به خارخسک و شکرهنج شود.
شکر هنج خار خسک.
💡 چه داد شکر دهم شوق آرزوی تو را طواف اگر نکند قبله گاه کوی تو را
💡 بلی زخار نخواهد کسی طراوت ریحان بلی ز صبر نیابد کسی حلاوت شکر