لغت نامه دهخدا
شونده چولا. [ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش آستارای شهرستان اردبیل و دارای 108 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
شونده چولا. [ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش آستارای شهرستان اردبیل و دارای 108 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مساءله - صورت عقد بيمه به صورتهاى مختلفى انجام مى پذيرد مثلا بيمه شونده مىگويد بعهده من فلان مقدار است كه در فلان زمان از قرار ماهى فلان مقدار بدهم و درمقابل هر خسارتى كه به مغازه من از طريق آتش سوزى و يا سرقت كه وارد شود جبراننماييد و طرف قبول كند.
💡 نصب کمربند ایمنی، یکی از گامهایی بود که برای کمتر کردن آسیبهای ناشی از برخوردهای شدید برداشته شدهاست. قسمتهای مچاله یا جمع شونده جلو و عقب خودرو برای جذب انرژیهای مرگباری طراحی شدهاند که در یک تصادف ایجاد میشوند. تست تصادف برای بررسی عملکرد تجهیزات و طراحی خودرو به کار میروند.
💡 در سال ۱۸۳۹ دستیار برزلیوس، کارل گوستاو موساندر سریا را با گرم کردن نیترات و حل کردن محصول در نیتریک اسید جدا کرد. او نام اکسید نمک حل شونده را لانتانا نهاد. برای او سه سال دیگر زمان برد تا بتواند لانتانای خالص و دیدیمیا را جدا کند. دیدیمیا که دیگر با تکنیک مساندر قابل جدایش نیست، ترکیبی از اکسیدهاست.
💡 میز اکثراً به همراه صندلی به کار برده میشود. رویهٔ برخی از میزها دارای لولا بوده و باز و بسته میشوند و گاهی قابل تنظیم نیز هستند برخی از میزها نیز دارای قطعاتی جدا شونده هستند. تعدادی از میزها کوچک و تا شو بوده و قابل حمل کردن هستند. میزهایی نیز در هواپیماها و بعضی خودروها در پشت صندلی تعبیه شدهاست که بسیار کوچک هستند و برای غذا خوردن در این مکانها به کار میروند.
💡 نمونه مادهٔ آنالیز شونده در فرایند است. ممکن است از یک ترکیب تشکیل شده باشد یا مخلوطی از ترکیبات باشد.