فرهنگستان زبان و ادب
{mooring buoy} [حمل ونقل دریایی] شناوه/ بویه ای که شناورها را می توان به جای لنگراندازی یا پهلوگیری به آن بست متـ. بویۀ مهار
{mooring buoy} [حمل ونقل دریایی] شناوه/ بویه ای که شناورها را می توان به جای لنگراندازی یا پهلوگیری به آن بست متـ. بویۀ مهار
💡 تراژدی بزرگ دوران مصدق این بود که انرژی عظیم آزادشده مردم را در راه اجرای برنامههای سازنده خویش مهار و در مجاری قابل قبول هدایت نکرد.
💡 و گفت: حق تعالی قومی را به بهشت فروآورد و قومی را بدوزخ پس مهار بهشت ودوزخ بگیرد و در دریای غیب اندازد.
💡 گروه1: سفالوسپورینازهایی هستند که توسط مهارکنندههای بتالاکتامازی مانند کلاولانیک اسید مهار نمیشوند.
💡 اگر مهار گسستم وگرچه بار فکندم یکی شتر کم گیری از این قطار چه باشد
💡 انسان پيوسته در معرض اشتباه و خطا، انحراف و گناه، و شر و فساد است؛ و نفسسركش آدمى مادام كه مهار نشده است، انسان را به نافرمانى خدا مى كشاند و در وادى هواهاو هوسها به انواع تباهيها مبتلا مى سازد.
💡 هر که را از جنگجویان در قطار آری کنی ز آهن پیچیده و از خام گاو او را مهار