فرهنگستان زبان و ادب
{ro-ro/container vessel, con-ro vessel} [حمل ونقل دریایی] ← کشتی رورو بارگُنجی
{ro-ro/container vessel, con-ro vessel} [حمل ونقل دریایی] ← کشتی رورو بارگُنجی
💡 ممنون چاره نیست دل بیقرار ما دریای اضطراب شناور کجا برد
💡 زدست و پا زدن آخر به هیچ جا نرسد در این محیط چو موج هوا شناور ما
💡 من آن شب تهی مانده از خواب و خورد شناور درین برکهٔ لاجورد
💡 اگر به بحر کمالش فتد شناور وهم چو موج پر بدود لیک کم رسد به کران
💡 بسی خواهی چو چشم عاشقان زار شناور گشتن اندر بحر خونخوار
💡 کی مینهد دلیر قدم در محیط عشق تا کس در آب دیده شناور نمیشود