شرحه کردن

لغت نامه دهخدا

شرحه کردن. [ ش َ ح َ / ح ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تکه تکه بریدن گوشت یا دنبه و جدا کردن تکه های آن از یکدیگر. تشریح. ( تاج المصادر بیهقی ): عضو متشنج را دنبه شرحه کردن و برنهادن و بستن و ناگشادن تاگنده شود... علاجی صواب است. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

تکه تکه بریدن گوشت یا دنبه و جدا کردن تکه های آن از یکدیگر. تشریح.

جمله سازی با شرحه کردن

💡 قال كمال الدين عبدالرزاق الكاشانى (14) فى مقدمات شرحه على قصيدة ابنفارض ماهذا لفضه:

💡 973- ر.ك: علم اليقين، 2، ص 1322، به نقل از كمال الدين عبدالرزّاق الكاشى فى شرحه للفصوص ‍ (شرح الفصوص، الفصّ الاسماعيلى، ص 123).

💡 حیوان چو قربانی بود جسمش ز جان فانی بود پس شرحه‌های گوشتش زنده شود زین بابزن

💡 ایدل دیوانه تا یابی ز وصل او خبر سینه را از درد جانان شرحه شرحه کن شکاف

💡 نعره زنند آن شرحه‌ها یا لیت قومی یعلمون گر نعره‌شان این سو رسد نی گبر ماند نی وثن