فرهنگستان زبان و ادب
{countergradient flux} [علوم جَوّ] شاری از یک متغیر در سوی مخالف شیو میانگین آن
{countergradient flux} [علوم جَوّ] شاری از یک متغیر در سوی مخالف شیو میانگین آن
شاری از یک متغیر در سوی مخالف شیو میانگین آن.
💡 چو شار را بزد و مال و پیل ازو بستد کز آنچه زو بستد شاد باد و برخوردار