شاد هرمز
لغت نامه دهخدا
شادهرمز. [ هَُ م ُ ] ( اِخ )نام کوره ای منسوب به هرمز شاه و از نواحی بغداد. اول آن سامرا و هفت طسوج بوده ( از جمله ) شهر مداین که در آن ایوان است و طسوج الرازان الاعلی و طسوج الرازان الاسفل. ( از انجمن آرای ناصری ). یکی از ولایات دوازده گانه اقلیم عراق واقع در اطراف بغداد مشتمل بر طسوج نهر بوق و کلواذی و نهربین و طسوج کهنه شهر ( طسوج المدینة العتیقة ). مقابل مدائن و طسوج راذان بالا ( راذان الاعلی ) و راذان پائین ( راذان الاسفل ) و دو طسوج دیگر ( بزرگ شاپور = بزرج سابور و جازر ) جمعاً دارای هفت طسوج. ( از سرزمینهای خلافت شرقی و معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
خره ای از نواحی بغداد در قدیمو آن شامل ۷ طسوج بود: طسوج بزرجسابورطسوج نهربوق طسوج کلواذی طسوج نهربین طسوج جازر طسوج مدینه عتیقه مقابل مداین (در آن ایوان کسری است ) طسوج راذان اعلی طسوج راذان اسفل.
جمله سازی با شاد هرمز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هویت مؤلف این کتاب روشن نیست، اما نویسنده خود شاهد وقایع پس از مرگ هرمز چهارم (۵۹۰ م) بوده است. این کتاب ظاهراً در ۶۷۰ م تألیف شده و گوئیدی ان را در سال ۱۸۸۹ در استکهلم به چاپ رسانده است.
💡 زمانی گفت هرگز هرمز او نیست چو هرمز خفتهیی تو هرگز او نیست
💡 همچنین هرمز سپاه بزرگی به جنگ خزرها فرستاد و آنها را به سختی شکست داد و مجبور به بازگشت کرد. کار مقابله با شیوخ عرب هم آسان بود و آنها با دریافت مبلغی اندک، حاضر شدند از ادعاهای خود کوتاه بیایند و میانرودان ایران را تخلیه کنند.
💡 درخت های حرای استان هرمز قشم(با حدود ۲۲۶٫۰۰۰ هکتار) شامل پنج قسمتِ مجزا، تحتحفاظت سازمان حفاظت از محیط زیست دارد وبهعنوانِ ذخیرهگاه زیست کره نیز شناخته میشود.
💡 چو هرمز را بدید او باز بشناخت بر گل جای هرمز بازپرداخت
💡 رسید القصه روزی دایهٔ پیر نهاد از بهر هرمز دام تزویر