سیل برج

لغت نامه دهخدا

سیل برج. [ س ِ ب ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان هنام و بسطام بخش سلسله شهرستان خرم آباد. دارای 180 تن سکنه. آب آن از چشمه ها. محصول آنجا غلات، حبوبات، لبنیات و پشم می باشد. شغل اهالی زراعت و گله داری است. سکنه اش از طایفه حسنوند بوده و زمستان رابه قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان هنام و بسطام بخش سلسله شهرستان خرم آباد.

جمله سازی با سیل برج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با وجود اینکه سیل اشک بگذشت از سرم گوئی اندر آتشم از عشق آن بت از تبا

💡 چون توکل هر کجا رفتیم استغنا زدیم هر چه را دیدیم همچون سیل پشت پا زدیم

💡 در برخی از کشورها محصولات آنتی ویروس این شرکت را با نام پیسی سیلین می شناسند.

💡 مگر که بر دل مجروح عاشقان زد دست که خون چو سیل روانست زآستین طبیب

💡 در سال ۲۰۱۲، زمستان آلتیپلانو سیل‌هایی را به سن پدرو د آتاکاما با خود آورد.

💡 ز سوز سینه کبابم، ز سیل دیده خرابم تو شمع بزم کسانی و من در آتش و آبم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران