سیاه بویه

لغت نامه دهخدا

سیاه بویه. [ ی َ /ی ِ ] ( اِ مرکب ) سیاه دانه و شونیز. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

سیاه دانه و شونیز

جمله سازی با سیاه بویه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز عمر خویش مرا یک نفس به سر نرود که زلف تو نکند عالمم به چشم سیاه

💡 بازم نشسته تا مژه در دل نگاه کیست روزم سیاه‌کرده چشم سیاه کیست

💡 شب هجران که بی روی چو ماه است بچشم عاشقان عالم سیاه است

💡 آن که داند کرد روشن را سیاه توبه داند داد با چندین گناه

💡 این قصّه نه زان روی چو ماه آمده است کین رنگ گلیم ما سیاه آمده است‌

💡 چشم غزال، داغ سیاهی فکنده ای است در معرض سیاهی چشم سیاه تو

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز