سیاسیات محلی

مترادف‌ها

سیاست‌های محلی

فرهنگستان زبان و ادب

{local politics} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] امور سیاسی مربوط به بخشی از کشور

ویکی واژه

امور سیاسی مربوط به بخشی از کشور.

جمله سازی با سیاسیات محلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سگ به ز کسی باشد کو پیش سگ کویت دل را محلی بیند جان را خطری داند

💡 هست محلی تمام عالی چون آسمان هست زبانی فصیح بران چون ذوالفقار

💡 جهاندار شاها تویی از ملوک که گردون محلی و دریا نوال

💡 جان می‌طلبد، نمی‌دهم روزی چند جان را محلی نیست، تقاضاش خوش است

💡 زهی سپهر محلی که دون رتبت توست هرآنچه عقل زاقسام آفرین داند

💡 بررسی دقیق سیاسیات محلی در مناطق مختلف کشور می‌تواند به سیاست‌گذاران کمک کند تا نیازهای واقعی مردم را درک کنند.

💡 تغییرات در سیاسیات محلی معمولاً تأثیر مستقیمی بر نحوه توزیع بودجه‌های دولتی و اجرای پروژه‌های زیربنایی در سطح شهرها دارد.

💡 تحلیلگران معتقدند که درک عمیق از سیاسیات محلی، کلید اصلی موفقیت در انتخابات‌های آتی و ایجاد ثبات در ساختارها است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران