سوختن سیگارگون

فرهنگستان زبان و ادب

{cigarette burning} [هوافضا] فرایند سوختن محوری هستۀ (grain ) سوخت جامد

ویکی واژه

فرایند سوختن محوری هستۀ (grain) سوخت جامد.

جمله سازی با سوختن سیگارگون

💡 جز فغان و سوختن اندر طریق عاشقی بلبل و پروانه را من شیوه ها آموختم

💡 آتش از آتش تواند برد نرد سوختن جز محبت در دلم نقش دگر نتوان کشید

💡 الکسی نوجوان و مادر و خواهرش سوختن انبار خانوادگی‌شان را تماشا می‌کنند.

💡 عقده های مشکلم چون عود یکسر باز شد تا فتادم در حریم دلگشای سوختن

💡 ای عندلیب ناله ی تو خوش بود، ولی در سوختن خموشی پروانه خوشتر است

💡 کاش ما هم یک دو دم با سوختن می‌ساختیم شمع در انجام داغ حسرت آغاز بود