سرکه فروختن

لغت نامه دهخدا

سرکه فروختن. [ س ِ ک َ / ک ِ ف ُ ت َ ] ( مص مرکب ) فروختن سرکه. || کنایه از ترش رویی کردن و روی درهم کشیدن. ( برهان ) ( رشیدی ). ابرو ترش کردن. ( غیاث ) ( آنندراج ):
برگ می صبوح کن سرکه فروختن که چه
گرچه ز خواب جسته ای خوش ترش و گران سری.خاقانی.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) فروختن سرکه را. ۲ - ترشرویی کردن روی در هم کشیدن.

جمله سازی با سرکه فروختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مساءله 3 - درضميمه اى كه ذكرش گذشت هرجا مورد حاجت شد معتبر است اينكه چيزىباشد كه اولا فروختن آن به تنهائى جائز باشد و در ثانى اينكه در ملك مالك ميوهباشد، و از چيزهائى كه مى تواند ضميمه واقع شود تنه خود درخت است به اينكه صاحبميوه درخت و ميوه را با هم بفروشد، و در اين صورت آيا معتبر است كه مقصود اصلىفروختن درخت و ميوه تابع آن باشد يا نه ؟اقوى آن است كه معتبر نيست.

💡 در پایان سال که ۳۰٬۰۰۰ جعبه تخم باقی بود، به جای فروختن آنها به قیمت کمتر نابودشان کردند و با این حال سود سرشاری کردند.

💡 و چه بد معامله اى است؛ خداى خوبى ها، خداى بهجت ها، خداىجمال و كمال ها و خداى زيبايى ها را فروختن و با شيطان آشتى كردن. و مگر فراموشكرده اى پيمان خود را:

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران