سرکه بر روی ما

لغت نامه دهخدا

سرکه بر روی مالیده. [ س ِ ک َ / ک ِ ب َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ترشرو:
از آن خفرقی موی کالیده ای
بدان سرکه بر روی مالیده ای.سعدی.

جمله سازی با سرکه بر روی ما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خم سرکه شد باده یی نغز و خوش خم باده شد سرکه یی بس ترش

💡 تن که بیمار تو شد بر سرکه باشد یاورش چهره زردست و چشم بسته از خون ترش

💡 گر ترش‌رو بودن آمد شکر و بس پس چو سرکه شکرگویی نیست کس

💡 چون ز علت وا رهیدی ای رهین سرکه را بگذار و می‌خور انگبین

💡 اولا خم شکست و سرکه بریخت نوحه کردم که او زیانم کرد

💡 فلک زان‌کس بتابد دل‌که تابد دل ز زنهارش جهان زان‌کس بپیچد سرکه پیچد سر ز گفتارش

اعتصاب یعنی چه؟
اعتصاب یعنی چه؟
واتک یعنی چه؟
واتک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز