سرخوشی اور
فرهنگستان زبان و ادب
سرخوشی آور
{euphoriant} [روان شناسی] ماده ای که احساس لذت و سرخوشی فراوان ایجاد می کند
جمله سازی با سرخوشی اور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گر می نخوردهای ز لب ما هم از چه رو بی تاب و بی قرار و سیه مست و سرخوشی
💡 بخش تلویزیونی ای۲۴ نمایش کارمایکل، آقای کورمن، رامی و سرخوشی را در میان دیگر آثار تولید کرده است.
💡 به وقتِ سرخوشی از آه و ناله عُشّاق به صوت و نغمهٔ چنگ و چَغانه یاد آرید
💡 این گونه نمایش در حقیقت بخشی از هنرهای عامیانه میباشد هدف از این نمایش فقط به قصد سرگرمی، سرخوشی و شاد زیستی نیست.
💡 در رؤیا، رؤیای شفاف، سرخوشی مفرط، وجد، سایکوز، تجربه خروج از بدن، آیندهبینی، بینازیستی حالت خلسه ممکن است رخ دهد.
💡 تو مست مست سرخوشی من مست بیسر سرخوشم تو عاشق خندان لبی من بیدهان خندیدهام