سالما غانما

لغت نامه دهخدا

( سالماً غانماً ) سالماً غانماً. [ ل ِ مَن ْ ن ِ مَن ْ ] ( ع ق مرکب ) در آن حال که سلامت باشد و غنیمت آرنده بود. ( غیاث ) ( آنندراج ): و سالماً غانماً تا نزدیک یاران آمد. ( ترجمه اعثم کوفی ص 81 ). سالماً غانماً با دارالملک غزنه آمد. ( ترجمه تاریخ یمینی ).

فرهنگ فارسی

در آن حال که سلامت باشند و غنیمت آرنده

جمله سازی با سالما غانما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مـن دسـت يـكـايـك شـمـا پـيـشـگامان رهايى را مى بوسم و مى دانم كه اگر مسؤ ولين نظاماسـلامى از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهى خواهند سوخت. بار ديگر تاكيد مى كنمكـه غـفـلت از ايـجـاد ارتـش بـيـسـت مـيـليـونـى، سـقـوط در دام دو ابرقدرت جهانى را بهدنـبال خواهد داشت. من از تمامى بسيجيان خصوصا از فرماندهان عزيز آن تشكر مى كنم واز دعـاى خير براى اين فرزندان با وفاى اسلام غفلت نخواهم نمود. خداوند شهداى عزيزو گمنام بسيج را كه به نعمت همجوارى اهل بيت !!! عليهم السلام !!! مغتنم و جانبازان عزيزرا شـفـا و اسـرا و مفقودين عزيز را سالما به اوطانشان بازگرداند و هر روز بر عظمت وشـوكـت اين نهاد مقدس و مردمى كه پيروان اسلام عزيز و حضرت بقيه الله الاعظم ارواحنالمقدمه الفداء هستند بيفزايد.

کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز