لغت نامه دهخدا
سالار صاحب سمران طرم.[ رِ ح ِ ب ِ س ِ ط؟ ] ( اِخ ) یا سلار، که در زمان مردآویز زیار دیلمی صاحب آذربایجان شد و بعد از آن پسر وی صاحب آذربایجان گردید. ( رودکی سعید نفیسی ص 415 ).
سالار صاحب سمران طرم.[ رِ ح ِ ب ِ س ِ ط؟ ] ( اِخ ) یا سلار، که در زمان مردآویز زیار دیلمی صاحب آذربایجان شد و بعد از آن پسر وی صاحب آذربایجان گردید. ( رودکی سعید نفیسی ص 415 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ندیدی تو سالار ما را مگر که از قهرمان بازگوئی دگر
💡 همی برد سالار زان شهر رنج بپردخت بسیار با رنج گنج
💡 فرستادش از پیش و سالار کرد ز پس با سپه ساز پیکار کرد
💡 ز مزدک شنید این سخنها قباد به سالار فرمود تا بار داد
💡 بدان لعبتان گفت سالار دهر یک امشب نباید شدن سوی شهر
💡 ببینم که این نوجهاندار کیست بزرگان کدامند و سالار کیست